تبليغاتX
S H A D M E H R - A G H I L I . T K|شادمهر همیشه ماندگار
SEARCH  

FIND YOUR DOMAIN NAME

SEARCH  

SELECT YOUR DESIRED EXTENSION(S)

.com   .net   .biz   .ua   .com  

ABOUT US

شادمهر همیشه ماندگار

MENU

        First Page
        Archives
        Email

لوگوی ما

بهنام و شادمهر

تماس با مدیریت سایت

bEhNaM

Archive

        مهر 1386
        شهریور 1386
        مرداد 1386
        تیر 1386
        خرداد 1386
        اردیبهشت 1386
        فروردین 1386
        اسفند 1385
        بهمن 1385
        دی 1385
        آذر 1385
        آبان 1385
        مهر 1385
        شهریور 1385
        مرداد 1385
        تیر 1385
        خرداد 1385
        اردیبهشت 1385
        فروردین 1385
        اسفند 1384
        بهمن 1384
        دی 1384

LinkDump

        شادمهر
        شادمهر عقیلی
        شادمهر عقیلی
        شادمهر عقیلی
        شادمهر
        Shadmehr aghili
        Shadmehr
        گالری عکس شادمهر
        Shadmehr Gallery
        Shadmehrgeneration Forum
        www.Shadmehr-Music.us
        Shadmehrgeneration
        نسل شادمهر
      آرشیو پیوندهای روزانه

Category

        دانلود آهنگ و ویدئو کلیپ
        گالری عکس شادمهر
        مصاحبه
        موضوعات متفرقه
        کنسرت ها
        بیوگرافی شادمهر عقیلی
        آثار شادمهر
        آموزش موسیقی

Authors

بهنام

ورودي هاي سايت

        www.Shadmehr-Aghili.tk
        ِِِAdamoHava.co.sr
        Shadmehr.Bix.ir
        Shadmehr.Xm.Com
        بهنام و شادمهر

Music Online

آمار سایت

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين: نفر

Designer

  Design By :  bEhNaM
  Powered By :  Shadmehr-Aghili.tk



ADS

    شادمهر عقیلی
    محل قرار گيري تبليغات شما
    محل قرار گيري تبليغات شما
بهنام و شادمهر NancyFans.tk

shadmehr aghili

Best Postes

    بهترين پست هاي وبلاگ
    بهترين پست هاي وبلاگ
    ریمیکس خیالی نیست
    غزل خون
    عکس های بی تو
    کنسرت آرنا
    ویدئو چارداش
    دانلود کنسرت آلمان قسمت 2 و3
    دانلود کنسرت آلمان
    عکس بچگی شادمهر
    مصاحبه
    عکس های دبی
    دانلود آهنگ قسمت
     کنسرت تورنتو و عکس هاي نمايشگاه
    صحبت تلفني من با بهنام علمشاهي
    عكس هاي كنسرت مونترال
    ديدار با شادمهريها در نمايشگاه
    ویدئو کنسرت تورتو
    عکس های کنسرت دانمارک
    مصاحبه بی بی سی با شادمهر
    امضای شادمهر را ببینید
    شادمهر برای همیشه
    نامه به شادمهر
    زندگینامه کامل شادمهر
    شما چی فکر میکنید
    بیوگرافی شادمهر عقیلی
    بهترين پست هاي وبلاگ


HOT NEW

    
     این وبلاگ به سایت  نسل شادمهر منتقل شد


شادمهر برای همیشه...!!!!!!!        

  

این هم تیتر وشرح داستان به طور کلی که در مجله نوشته شده بود...

فقط منو ببخشید برخی این مطلب هارو که نباید می نوشتم نوشتم

اگه طرفدار واقعی شادمهری بعد خوندن حرف های این آقا این تلفن واین اسمش!!! ثابت کن که طرفدار واقعی هستی .چون این مجله نه تنها در ایران بلکه شاید به خارج کشور هم برود!!!

با حرف های این آقا اونیکه از شادمهر اطلاعات کافی نداره میدونید چه ذهنیتی ازشادمهر پیدا میکنه!!!

در ضمن جناب بحرینی!!! راه دیگری برای بالا بردن فروش مجلتون پیدا نکردی؟؟!!!؟؟؟!؟!؟!؟

نویسنده این خبر :علی بحرینی (سر دبیر)

تلفن مجله اتفاق نو: 66932710

 

 

شادمهر عقيلي براي هميشه مرد
فروردين 1381 شادمهر عقيلي از ايران خارج شد. جز همراهان او كه براي بدرقه اش به فرودگاه مهر آباد رفتند و همينطور مادرش٬من جزو اولين نفراتي بودم كه در جريان رفتن شادمهر از ايران قرار گرفتم.
آن زمان در مجله محك حضور داشتم و يادم هست عكس روي جلد ارديبهشت 1381 اختصاص پيدا كرد به شادمهر عقيلي. چند ماه بعد قرار شد (( شب برهنه )) دومين فيلم سينمايي شادمهر اكران شود و همان زمان بر اساس گفته هاي محسن شايانفر ٬ تهيه كننده اين فيلم متوجه شدم عرصه براي پرداختن به شادمهر در داخل كشور تنگ شده است. گر چه شادمهر نقش اصلي شب برهنه را بازي مي كرد و بر اساس موفقيت تجاري (( پر پرواز )) ثابت شده بود كه او مي تواند چهره پولسازي در سينماي ايران باشد٬ اما گروهي از مسولان ٬ شايانفر را مجاب كرده بودند در تفكرات تبليغاتي خود هيچ نامي از شادمهر عقيلي به ميان نياورد
.
اين تصميم شوك بزرگي به شايانفر ٬ شب برهنه و همين طور من بود كه از اين طرف مي خواستم براي دوست خوبم ( شايانفر) كاري انجام دهم و از سوي ديگر شادمهر را دوست داشتم
.
از همان روزي كه شادمهر از ايران خارج شد تا همين امروز هر وقت خودم را جاي شادمهر تصور كردم٬ به اين نتيجه رسيدم كه دليلي بر ترك ايران وجود نداشت٬ اما اين باور كه (( دليلي هر كس روحيه خاص خودش را دارد و من نمي توانم جاي ديگرا تصميم گيرنده باشم )) باعث شد در ذهنم او را تبرئه كنم
.
گر چه به شادمهر مجوز آلبوم جديدش را نمي دادند ٬ گر چه پشت صحنه كنسرت سعيد شهروز خودم با چشم هاي خودم ديدم كه يك مقام انتظامي از او خواست اشاره اي به اين نكته كه شادمهر هم ميان جمعيت نشسته است نداشته باشد٬ گر چه حتي به خواننده ها اجازه نمي دادند اسم شادمهر را حتي به عنوان آهنگساز در اينسرت آلبوم هايشان درج كنند ٬ گر چه شادمهر هم مثل خيلي خواننده هاي ديگر نتوانست مجوز كنسرت بگيرد ٬اما (( رفتن )) تنها راه علاج نبود
.
هنر شادمهر از يك سو و حمايت رسانه ها از طرف ديگر باعث شده بود او در بازار محبوبيت٬ يك (( نامبر وان )) تمام عيار باشد
.
شادمهر در تمام روزهاي سال 80 با سه ٬ چهار ساعت حضور در استوديو و نوازندگي گيتار و ويولن روزي 200 هزار تومان در آمد داشت. به اين مبلغ اضافه كنيد دستمزدي را كه او براي آهنگسازي خواننده هاي ديگر دريافت مي كرد. مطبوعات هم به خوبي اخبار و واقعيت هاي مربوط به او را منعكس مي كردند و اجازه نمي دادند پيوند عاطفي مردم با شادمهر قطع شود
.
شادمهر در تمام دوران عمرش يك جوان صبور و نترس بود اما اوايل سال 81 خودمان را به اين باور رسانديم كه چاره اي جز هجرت نداشت. چند ماه بعد با انتشار كليپ (( خيالي نيست)) عرصه بر ما براي پرداختن به شادمهر تنگ تر شد و ما در بازار مكاره مطبوعات چون دلمان راضي نمي شد از او بد بنويسيم ٬ به فكر خريد (( كلاه شرعي )) افتاديم. دست آخر هم من ـ بله من ـ كلاه شرعي را پيدا كردم و توپ را به زمين تهيه كننده كليپ انداختم و از قول شادمهر نوشتم: (( من در هيچ لحظه اي از كليپ با آن دختر خانم كليپ خيالي نيست٬ در يك كادر قرار ندارم و اين ترفند تهيه كننده در مرحله مونتاژ بوده است !)) با شادمهر تماس گرفتم و گفتم: (( بهتر است در تمام مصاحبه هايت همين حرف را تكرار كني تا دست ما براي پرداختن به تو بسته نباشد.)) او هم خنديد و تاييد كرد
.
شادمهر را به شدت (( ايراني )) مي دانستم و به همين دليل هرگز اجازه ندادم كسي با سوء استفاده از غيبت او وارد حريمش شود. هما زمان كه دو همكار قديمي اش براي تخريب وجهه او مصاحبه هاي جنجالي انجام دادند٬ به خودم اجازه چاپ حرف هايشان را ندادم و چون با يك طرفه به قاضي رفتن اصلا موافق نيستم٬ بابت چاپ گفتگوهايشان در نشريات ديگر٬ جوابيه هايي را در محك و اتفاق نو چاپ كردم
.
شادمهر كنسرت هايش را شروع كرد. آلبوم (( آدم فروش )) با چند كليپ ديگر كه نشاني از ترفندهاي مونتاژي هم نداشت(!) آماده ورود به بازار شد. حالا ديگر شادمهر تبديل به چهره اي شده بود كه پرداختن به او در حيات مطبوعاتي اتفاق نو (( خطرناك )) به نظر مي رسيد ٬ اما من نمي خواستم او را از دست بدهم. به همين دليل همواره از آلبوم (( مسافر )) و ترانه (( ياس )) گفتم و نوشتم. مساله فرار مغزها را در موسيقي مطرح كردم٬ حتي در ديدار با رئيس تشخيص مصلحت نظام هم به معضل فرار مغزها اشاره اي داشتم. از سوي ديگر در مصاحبه با هر هنرمندي بحث را به شادمهر كشاندم و نظرش را اگر مثبت بود چاپ كردم و اگر منفي بود٬ هم سوال و هم جواب را دور ريختم
!
وظيفه خودم مي دانستم شادمهر را زنده نگه دارم٬ زنده ٬ پاك و مظلوم
.
ميز و صندلي دفتر اتفاق نو بهترين شاهد براي جنگ هاي لفظي و دفاعيه من از شادمهر مقابل ديگران هستند. محمد صادق درود گر به عنوان برادر بزرگتر و مسوول قانوني مجله حدود يك سال با من جنگيد تا متقاعدم كند اگر قصد انتقاد از شادمهر را ندارم٬ لا اقل از او چيزي ننويسم٬ اما من هر بار به او وعده هاي پوشالي دادم. يادم نمي رود كه سال گذشته يكي از شماره هاي اتفاق نو را فقط و فقط به دليل انعكاس خبر كنسرت شادمهر در دوبي ٬ پنج روز ديرتر به چاپخانه فرستاديم و از اين بابت لطمه اقتصادي سنگيني هم خورديم
.
از روزي كه شادمهر ايران را ترك كرده تا امروز تصور مي كنم بين 40 تا 50 بار با او صحبت كرده باشم٬ سعي ام بر اين بوده كه هميشه راوي منصفي براي او باشم و جريانات داخل ايران را برايش مو به مو تجزيه و تحليل كنم. بارها از او خواستم كه به فضاي (( مسافر )) و (( دهاتي )) برگردد يا لا اقل در مسير ابتذال از (( خيالي نيست )) جلو تر نرود و اجازه ندهد كسي جز خودش در كليپ هايش حضور داشته باشند. شادمهر مقابل من ( درست مثل من مقابل درود گر) قول همكاري و مساعدت داد ٬ اما
...
اواخر سال گذشته فشارهاي رسمي و غير رسمي براي ننوشتن از شادمهر به اوج رسيد ٬ اما من اهل خالي كردن ميدان نبودم و تصور مي كردم بايد براي شادمهر و طرفدارانش كاري كرد. موسم فعاليت هاي انتخاباتي رياست جمهوري فرصت مناسبي بود تا در پناه آزادي هاي سياسي اين ايام باز هم به شادمهر بپردازم. عكس بزرگ شادمهر باز هم رفت روي جلد اتفاق نو و تيتر زدم (( با بازگشت و فعاليت شادمهر موافقت شد )). اين تيتر زاييده ذهن من و بي پايه و اساس نبود كه با يك جريان سازي وسيع مطبوعاتي و مردمي همراه بود٬ ميان هنرمندان هم با انعكاس زيادي روبرو شد
.
عده اي از دوستان شادمهر به من گفتند : (( شادمهر ديگر شادمهر رفيق باز سابق نيست و بدجوري ما را فراموش كرده
... ))
تمام اين حرف ها را به حساب حسادت هاي هنري نوشتم و مثل سه سال گذشته وقتي خواننده اي مطرح خواست شادمهر را بابت رفتن از ايران زير سوال ببرد ٬ جوابش را دادم. با شادمهر تماس گرفتم و مصاحبه اين خواننده را برايش خواندم. شادمهر گفت: (( از قول من تيتر بزن اين آقا خودش يك خواننده درجه سه لس آنجلسي بوده و صلاحيت اظهار نظر در مورد من را ندارد
!))
من هم در ارتباط صميمي با شادمهر درخواستش را اطاعت ( بله اطاعت ) كردم. چند روز بعد شادمهر تماس گرفت و گفت : (( يك تيتر بهتر برايت دارم. بنويس اين آقا خواننده درجه سه لس آنجلسي هم نيست ٬ بلكه يك خواننده درجه سه در رستوران هاي تورنتو بوده
... ))
به شادمهر گفتم : (( تا همين جا هم بازي را برده ايم و نيازي به ادامه اش نيست
.))
در كوران انتخابات رياست جمهوري ٬ شادمهر باز هم به اوج رسيد و تيتر بسياري از نشريات شد٬ تا جايي كه حتي مشاور دكتر احمدي نژاد هم در گفتگو با شبكه مهاجر ( و بعد هم چند مصاحبه ديگر) راه بازگشت به ايران و فعاليت در داخل كشور را براي هنرمنداني مثل او (( باز )) دانست
.
شادمهر نه فقط به من كه به سايت ها و راديوهاي مختلف هم قول داده بود با آلبوم (( پاپ كرن )) به فضاي (( مسافر )) بازگردد و دوباره به سمت كارهاي با ارزش و سنگين برود. خبر خوشحال كننده اي بود. عرشيا بعد از ماه ها تماس گرفت و گفت : (( مي خواهم از شادمهر دفاع كنم
.))
همين يك جمله كافي بود تا براي اين خواننده كه تاريخ مصرفش در موسيقي پاپ ما چند سالي است تمام شده يك گفتگوي بلند ترتيب بدهم و ابايي هم ندارم كه بگويم هدف از مصاحبه با عرشيا ٬دفاع از شادمهر بود نه مطرح كردن عرشيا
!
اين بار عرشيا عاملي شد تا جريان شادمهر در اتفاق نو و ميان مردم قطع نشود ٬ كليپ (( محال )) را ديدم و باز هم خودم را گول زدم. يادم مي آيد به سعيد شهروز گفتم : (( شادمهر چاره اي جز بازي در چنين كليپي را ندارد چون آن طرف آب استاندارد هاي موسيقي چيز ديگري است.)) به سعيد گفتم : (( سعيد جان اگر تو هم به آن طرف آب بروي ٬ كسي نبايد بابت حضورت در چنين كليپ هايي به تو خرده بگيرد
.))
همان زمان متن ترانه محال را هم بي پروا چاپ كردم
.
رسيديم به ويژنامه صد سكانس ( بهمن 1384) . باز هم از شادمهر نوشتيم ٬ اين بار هم يك صفحه
!
باز هم احظار شديم. اين بار گفتند : (( شادمهر يك خواننده فاسد و متواري است
.))
طبق معمول باز هم قول داديم كه از او ننويسيم اما در دلم حرف ديگري بود! براي خودم و كارم محدوده اخلاقي قايل بودم و هستم و (( آن شادمهر )) را خارج از اين محدوده نمي ديدم. افشين پاشازاده همكار سابق و دوست هميشگي ام كه براي من نگران شده بود ٬ گفت : (( علي آخرش سر خودت و مجله رو با شادمهر به باد مي دي!)) گوشم از اين حرف ها پر بود و فقط به حرفهايش خنديدم ٬ اما در آخرين روزهاي امسال از تمام آنچه گفته بودم و تمام كارهايي كه طي اين سه سال و چند ماه انجام دادم ٬ پشيمان شدم
.
با همام شجاعتي كه باعث شد طي اين حدود چهار سال بدون توجه به ممنوعه بودن شادمهر ٬ تخلف ( بله تخلف ) كنم و از او بنويسم٬ امروز اعتراف مي كنم ٬ درباره شادمهر تلاش بي حاصل كرديم. او ديگر از ما نيست و پشيمانم بابت تمام صفحه هايي كه براش هدر داديم و تمام فشارهايي كه برايش تحمل كرديم
.
شادمهر من را و نسل ما را (( سنگ روي يخ )) كرد. متاسفم بگويم شادمهر مبتذل ترين كليپ ايراني را تقديم هموطنان عزيزش كرده است. كليپي كه حتي بي دين و ايمان ترين خواننده هاي آن طرف آب هم به حضور در آن تن نمي دهند
.
من اصلا آدم (( دگم )) يا خشكه مقدسي نيستم. اين مساله را فكر مي كنم نوشته هايم در طول دوران كوتاه حيات اتفاق نو هم ثابت كرده باشد. من به بسياري از قوانين و عرف هاي اجتماعي كشورمان انتقاد دارم و گهگاه مرزبندي ها را تمسخر مي كنم٬ اما به عنوان يك كه مسلمان هم هست ـ حتي اگر مسلمان نبودم و فقط ايراني محسوب مي شدم ـ نمي توانم چنين بي احترامي هايي را از جانب يك به اصطلاح هموطن تحمل كنم
.
از شادمهر ديگر نخواهم نوشت. حتي اگر مسولان وادارم كنند كه بايد از او بنويسم نيز چنين نخواهم كرد. شادمهر براي من و براي مجله اي كه قرار است سردبيرش باشم٬ مرده است. همونطور كه هر انساني در يك لحظه مي ميرد ٬ او را هم با تمام خاطره هايش به دست مرگ مي سپارم
.
هر سپر بلايي هم تاريخ مصرف دارد و بالاخره روزي تمام مي شود. شما هم من را سپري بدانيد كه عمرش تمام شد
.
شادمهر خودش را براي نسل ما كه صداي بمب و موشك را هنوز در گوش دارد و هنوز حتي با شنيدن صداي آژير در فيلم سينمايي بدنش مي لرزد٬ يك مرده است. مرده اي كه بي هدف ٬ سر درگم و در اوج شرمساري مرد
.
مقاومت كافي است. خوش بيني و خود فريبي هم ديگر كافي است. شادمهر را ديگر از خودمان نمي دانيم. او وصله و سهم ما كه در ايران آرزوي بازگشتش را داشتيم نيست ٬ شادمهر مال همان خانم هايي است كه در كليپ هايش دوروبر او پرسه مي زنند و
...
ديگر نه به شادمهر زنگ مي زنم و نه منتظر تماسي از او هستم
.
نوشتن اين مطلب تلخ و سخت بود. اي كاش امسال هم به (( ياد خير )) شادمهر سپري مي شد. اي كاش در اين ويژه نامه هم مي شد تيتر زد : (( شادمهر سال آينده بر مي گردد
!))
اما حالا آرزو مي كنم شادمهر هرگز به ايران باز نگردد. مرگ شادمهر بدترين خبر سال 84 براي موسيقي ما بود. متاسفم٬متاسفم٬متاسفم
...
شادمهر و ديگران

1- نويسنده مشهور مثل ر.اعتمادي كه نوشتن تنها اسلحه اوست بيست سال در خانه اش نشست و چون ممنوع الفعاليت بود هيچ ننوشت اما سرانجام دوباره قلم به دست او دادند و به حرفه اش بازگشت. ر.اعتمادي در سالهاي ممنوعه بودنش حداقل مي توانست سر دبير يكي از مجلات فارسي زبان را به عهده بگيرد يادمان نرود او زماني سرديبر پر تيراژاترين مجله ايراني يعني مجله جوانان امروز بود
.
2- فرهاد مهرداد (( دق )) كرد و مرد. آيا او نمي توانست در همان سال هاي نخست انقلاب به خارج از كشور برود و خوانندگي كند؟ آيا آغوش آلوده موسيقي از لس آنجلس كه به روي امثال شهرام صولتي ٬ اندي و ... باز بود ٬ فرهاد را طلب نمي كرد؟ فرهاد اما نرفت ٬ همين جا ماند و خودش را تا ابد ماندگار كرد
.
3- ايرج قادري كه بي ترديد يكي از سه چهره محبوب سينماي ايران در سال هاي پيش از انقلاب بود ٬ خودش را به سيستم هاي ضد ايراني آن سوي آب نفروخت و به تعبيري بهترين سال هاي حيات هنري اش از دست رفت. قادري بارها و بارها به دليل مسافرت خانوادگي از ايران خارج شد ٬ اما هرگز به خودش اجازه نداد در آن سوي مرز ها دست به كاري بزند ٬ براي او اقامت هيچ كشوري سخت نبود
.
4- سعيد راد ساليان سال در آن سوي مرزها دست به كاري طاقت فرسا زد ٬ كارگري كرد اما حاظر نشد در هيچ فيلم و نمايش لس آنجلسي حضور داشته باشد. سر انجام مقاومت او با حضور در فيلم (( دوئل )) نتيجه داد
.
... و ما از طرفداران افراطي شادمهر مي پرسيم
:
آيا رفتن و ان همه ادامه حيات حرفه اي با اين تيپ و قيافه و پا گذاشتن روي همه اعتقادات تنها راه ممكن بود؟

 

 

 

حالا نظر شما چیه؟؟؟ فکر نمیکنید فقط میخواهند با شخصییت شادمهر بازی کننند!!!!!!!!!!

یا فروش مجله رو ببرند بالا ... من نمیخوام ازبیا اینجا حمایت کنم .اما از شادمهر که حمایت میکنم که اینقدر راحت می آِِید تو مجله هایوشون این حرف هارو مینویسد.

من مطمئنم که بقیه آهنگ های آلبوم رو گوش نکرده وگر نه...

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط بهنام